خرید بک لینک
چاردیواری آز فیزیک تو خواب دیشب ، من ِ الان ، برگشته بودم سال آخر دبیرستان درس بخونم.خوابگاه هم میرفتم.کلاس اول رفتم آزمایشگاه فیزیک ، آخر کلاس معلم گفت تو دفتر حاضری بزنید ، اسم من تو دفتر نبود!اینقدر این ور اون ور و پیش معلم ها و کارمندهای مختلف رفتم که نگو.بار چندم که رفتم پیش کارمند آزمایشگاه ، بالاخره تو کیفم گواهی اینکه آزمایشگاه قبلی رو پاس کردم پیدا شد و وقتی تو کامپیوترش زد ، به همکارش که میخواست از دستم خلاص بشه گفت ببین ،نفر اول بوده!دیگه چون نفر اول بودم قبول کرد

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 9:10

مهمونی تموم شد. دیشب حدود ساعت ۹ و نیم رفتن. خیلی بهم خوش گذشت . مدتها بود اینجور احساسی نداشتم. صبح بچه ها رو گذاشتیم خونه پیش مامانا و ۳ تایی رفتیم بازار. هر کس چیزایی که میخواست و تهیه ، با هم حرف زدیم ، خندیدیم.... خیلی خوب بود . من به طرز فجیعی هیچ آدمی دور و برم خودم ندارم به عنوان دوست. حرفای ساده ای زدیم ، ولی همینا خیلی چسبید.

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 9:10

چاردیواری افکار نصفِ شبی ... فکر که میکنم، میبینم من تو این ۵ سال اخیر، اندازه ی همه ی زندگیم رشد کردم و بزرگ شدم و عاقل شدم.حس میکنم اون رشد روانی که تو دوران نوجوانی و جوانی و حتی کودکی باید میکردم رو تو این ۵ سال به دوش کشیدم ...استخون ترکوندم ...و درد کشیدم ...منظورم هیچ رشد خاص یا کار شاقی نیست ، ساده ترین چیزهای دنیا ...عشق ، دوست داشتن ، حرف زدن ، احترام گرفتن ، ارتباط برقرار کردن ، .... از همین چیزها ....گاهی از خودم تجعب میکنم که چطور تو زندگی دووم آوردم که الان این

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 9:10

از دیشب تا حالا چیزهای زیادی را روی فکرم آوار کرده ام. مثلا ارسال گوشی برای گارانتی که خودش ۷ خوان دارد. مثلا بازسازی خانه که ۱۰۰۰ خوان دارد به اضافه ی نداشتن پول لازم ... مثلا برگشت به کار .... حتی سفارش چند چیز کوچک و بزرگ ... نمی دانم ، شاید هم خودشان اوار شده اند اصلا! کاش یک به یک به برآیند برسند ... در مورد خانه ، گزینه ی نوینی به میز اضافه شده ، که کلا محاسبات قبلی را به هم میریزد .‌.. به نظرم خوب می آید و سخت! امیدوارم بشود ....

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 9:10

چاردیواری روز تعطیل بد امروز از اون روزاییه که خوب نیستم و گریه دارم.4 تا بچه اینجان و دارن اتیش میسوزونن.تصمیم گرفتم از هفته بعد برگردم خونه ی خودم.دیگه خسته شدم.بچه ها زیادی میان اینجا و گاهی کارهاشون واقعا اذیت کننده س.چیزای دیگه ای هم هست ....برای جمعه حدود 25 تا مهمون دعوت کردم, ولی هنوز هیچ برنامه ای ندارم, حتی نمیدونم غذا چی بپزم. احتمالا جوجه و قرمه سبزی.دیشب خوب نخوابیدم.فقط 4 بار مجبور شدم جامو عوض کنم! چون یهو میدیدم پسر چسبیده بهم و بدنم خشک شده از بیجایی! میرفتم

برچسب: نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 9:10

صفحه بندی